الشيخ المنتظري

508

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

هر چيزى هم براى يك مسير معيّن است كه در همان مسير سير مىكند . « وَلَمْ يُقَصِّرْ دُونَ الاِْنْتِهَاءِ اِلَى غَايَتِهِ ، وَلَمْ يَسْتَصْعِبْ اِذْ اُمِرَ بِالْمُضِىِّ عَلَى اِرادَتِهِ » ( و در رسيدن به مقصود كوتاهى ننموده ، و در برابر فرمان و اراده خدا سرپيچى نكرده است . ) « لم يقصّر » يعنى كوتاه نمىآيد « دون الانتهاء الى غايته » پيش از منتهى شدن به پايان و به نهايت . مقصود اين است كه آن چيزى را كه خدا خلق كرده و در مسير مخصوص به خود قرار داده ، پيش از اين كه به پايان خود منتهى شود كوتاه نمىآيد ; اين طور نيست كه پيش از رسيدن به هدف از حركت منصرف شود و در ادامه دادن راه كوتاه بيايد ; مثلاً خورشيد كه براى نورافشانى و دهها و صدها فايده ديگر خلق شده ، تا آن روزى كه براى آن مقدّر شده به كار خود ادامه مىدهد و اين طور نيست كه قبل از سرآمدن عمرش از كار خود باز ايستد و در نورافشانىِ خود بخل ورزد ; ماه و ستارگان ، جمادات و نباتات ، ساير حيوانات و انسان نيز همين طورند و تا پايانِ روزى كه براى آنها مقدّر شده به حركت خود ادامه مىدهند و لحظه اى سرپيچى از امر حقّ سبحانه و تعالى ندارند . چنين انديشه اى صحيح نيست كه بگوييم همه موجودات در مسير خود هستند و در راه خود حركت مىكنند جز انسان ; انسان هم در مسير خودش حركت مىكند ، چون مقصود اين بوده است كه انسان يك موجود فاعل مختار باشد ، خوب اين انسان از اوّل فاعل مختار بوده و براى هميشه هم فاعل مختار است ; انسان هم از جمله موجودات اين جهان هستى است و مسخّر اراده حق مىباشد « و لم يقصّر دون الانتهاء الى غايته » و به فاعل مختار بودنش ادامه مىدهد و كوتاه نمىآيد . « و لم يستصعب اذ امر بالمضىّ على ارادته » ; « يستصعب » از مادّه « صعب » است ، شترِ صَعب در مقابل شترِ ذلول است ، شترِ صعب يعنى شترى كه چموش است و از خود سرسختى نشان مىدهد ، و در مقابل شتر ذلول و رام است كه به هر طرفى كه آن را مىكشند حركت مىكند . مقصود حضرت اين است كه موجودات جهان